السيد جعفر السجادي

229

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

صفات از امورى است كه موجب زوال كمالات ديگر مىشود و بعضى از آن‌ها بدين سان نيست و بلكه موجب فزونى كمالات و شرافات نفوس مىشود اين‌ها را فضايل قوهء عاقله نامند ، فضايلى كه صرفا براى قوهء عاقلهء انسانى است و اضداد آن‌ها رذايل‌اند يعنى رذايل قوهء عاقلهء انسانى هر رذيلتى براى نفوس انسانى مانند شره ، فجور ، تهوّر ، جربزه و غيره مىتواند براى پاره‌اى ديگر از نفوس فضيلت مىباشد . يعنى براى نفوس پست سافله و مثلا افراط در شهوت براى بهايم كمال است و براى انسان رذيلت است . حكمت به معنى ادراك كليات و عقليات ثانيه الوجود براى انسان كمال است و هر اندازه فزون‌تر كمال آن افضل و اما ملكات ديگر هر يك داراى دو طرف افراط و تفريطاند و حد متوسط بين آن دو فضيلت در حد متوسط بين آن‌ها است . رؤوس فضايل نفسانيه و اخلاق انسان كه همان مبادى اعمال حسنه‌اند سه است : شجاعت ، عفت و حكمت . شجاعت عبارت از خلقى است كه به واسطهء آن افعال متوسط بين تهور و جبن صادر شود . عفت عبارت از خلقى است كه از او افعال متوسط بين فجور و خمود صادر شود و حكمت خلقى است كه از آن افعال بين افعال جربزه و غباوت صادر شود . خلود - خلود يعنى جاويد ، جاويد بودن بندگان در بهشت و يا دوزخ . ملا صدرا در شواهد الربوبيه در اين باب گويد : اشراق شانزدهم : در بيان كيفيت خلود اهل جهنم كه حقيقتا شايستهء آنند در آن ، اين مسأله‌اى است بسيار مشكل كه محل خلاف و نزاع ما بين علماى رسوم ( و پيروان ظواهر آيات و نصوص روايات ) و علماى كشف و شهود است ، و همچنين ما بين اهل كشف و شهود نيز اختلاف است در اين‌كه آيا عذاب و عقاب براى اهل عذاب و عقاب الى الابد ثابت و باقى است يا اين‌كه بالأخره در جهنم ( پس از سال‌ها سوختن و گداختن در آتش ) نوعى خلاصى و رهايى از عذاب و عقاب خواهد بود و نعيم الهى نصيب آنان خواهد شد و بالأخره مدت عذاب و عقاب آنان به زمانى منتهى خواهد گرديد . ولى همگى بالاتفاق معتقدند به اين‌كه كفار ( كه اصولا معتقد به وجود خدا نبوده‌اند و ايجاد عالم را به طبيعت بىشعور و يا به دهر نسبت مىدهند ) براى هميشه در جهنم مخلد و گرفتار عذاب‌اند . زيرا براى هر يك از بهشت كه دار ثواب و جهنم كه دار عقاب است اهل و سكنه‌اى است كه بايد آنجا را از وجود خويش پر كنند و سبب عمران و آبادى آن باشند . و ضمنا اصول و قوانين حكمت و فلسفه دال بر اين است كه قسر بر هيچ طبيعتى دوام و ثبات ابدى ندارد و اين‌كه براى هر موجودى غايت و نهايتى است كه بالأخره روزى بدان خواهد رسيد ( و آن غايت در افراد بشر عبارت است از نيل به مرتبهء كمال و رهايى از نقايصى كه موجب بعد و حرمان و عذاب و عقاب‌اند ) و رحمت الهى شامل هر چيزى است ( و هيچ چيزى محروم مطلق از رحمت حق نخواهد بود ) همان‌طور كه در آيهء شريفهء « عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » ( عذاب من به هر كس كه بخواهم مىرسد و رحمتم بر همه چيز و همه كس گسترده است - سورهء اعراف ، آيهء 156 ) بدان تصريح شده است . ولى در مقابل آن اصول ، در نزد ما نيز اصول